قیمت سکه و ارز
۱۳۹۳/۰۵/۱۱ - ۱۷:۱۵

هزار و یک دلیل برای تایید اقدام شهرداری

"مارلی فرنچ" می‏گوید: «همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، ‏حتی اگر عده ‏ای از آنها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، ‏در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، ‏باهم همدست هستند.»

هزار و یک دلیل برای تایید اقدام شهرداری

 

به گزارش سراج24،این روزها طرح «تکریم جایگاه بانوان در شهرداری تهران» به سوژه اول رسانه های مغرض تبدیل شده. رسانه هایی که همیشه نگاهی سیاسی به چنین طرح هایی داشته و دارند و از این رو این بار نیز با همان عینک سیاسی به سراغ یک طرح کاملا اجتماعی در راستای ارتقاء جایگاه زنان در ادارات دولتی رفته اند.
 
سوالی که در این میان پیش می آید این است که براستی این طرح چه مزایایی برای زنان و بانوان دارد. برای نیل به پاسخ این سوال نیاز است لازم است تاملی گذرا داشته باشیم بر آسیب های اجتماعی اختلاط زن و مرد در محیط های کاری.
 
بحث آزار جنسی زنان کارگر را می توان یکی از معضلات اجتماعی همه جوامع دانست. البته این معضل تنها به جامعه ایرانی محدود نمی شود و نمونه های بسیاری از آزار جنسی زنان کارگر حتی در کشورهای اروپایی نیز به چشم می آید با این تفاوت که فرهنگ و آداب و رسوم غربی ها تا حد زیادی با این موج بی بندوباری کنار آمده و سازگار شده است اما در فرهنگ اسلامی هیچ توجیهی برای چنین سوء استفاده هایی قابل قبول نیست.
 
"مارلی فرنچ" در این باره می‏گوید: «همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، ‏حتی اگر عده ‏ای از آنها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، ‏در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، ‏باهم همدست هستند. طبق شهادت زنانی که در شرکت‏های آتش‏نشانی آمریکا کار می‏کنند، ‏آنها به قدری مورد اذیت و آزار جنسی هستند که خطری برای زندگی آنها به شمار می‏روند.»
 
پیشتر از جوامع اسلامی جوامع صنعتی غربی در حرکتی هماهنگ، ‏با نادیده گرفتن تفاوت های زنان و مردان فرصت های مساوی و متعددی برای اشتغال زنان فراهم آوردند. اما نکته ای که هیچگاه در این بین به آن پرداخته نشد، تفاوت های وجود و ذاتی زنان و مردان است که هیچگاه این اجازه را نمی دهد که به زنان و مردان با همه تفاوت هایشان به یک شکل نگاه شود. عدم رعایت همین عدم تعادل مشکلات زیادی از قبیل تحقیر زنان و توهین به آنها از طریق واگذاری کارهای حاشیه‏ای و پست به آنان، تحقیر زنان از طریق پرداخت حقوق و مزایای کمتر به آنها در مقایسه با مردان، آزارها و خشونت‏های جنسی مردانِ همکار، ضرب و شتم و قتل زنان به دستِ مردانِ همکار و ... را در محیط های کاری بهمراه داشت.
 
البته عمده این مشکلات در محیط های کاری از قدرت برتر جسمانی و تمایلات شدید غریزیِ مردانه ‏و زیبایی و ضعف جسمانی زنان در مقایسه با مردان نشات می گرفت.
 
زنان در محیط های کاری با انواع مختلفی از آزار روبه رو هستند که بسته به نوع محیط و جایگاه شغلی و همچنین تحصیلاتشان متفاوت است. در یک نگاه کلان، آزار زنان در محیط کار، جزئی از خشونت علیه زنان در محیط های عمومی تلقی می شود، در مقابل خشونت علیه زنان در محیط خصوصی که معمولاً خشونت های خانوادگی را در برمی گیرد. در یک تقسیم بندی دیگر که از عمومیت بین المللی برخوردار است، انواع خشونت شامل خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و مالی می شود. معمولاً اکثر آزارهایی که بر زنان در محل کار می رود، خشونت های روانی و جنسی است.
 
مشکلی که در این میان وجود دارد، پنهان بودن همین خشونت های روانی و تابو بودن خشونت های جنسی است که همین دو امر باعث می شود، کمتر به این مسائل پرداخته شود.
 
تقسیم بندی انواع روابط جنسی کاری
 
روابط جنسی در محیط کاری را میتوان از دیدگاه های مختلف بررسی و دست بندی کرد.
 
بر اساس موقعیت شغلی طرفین:
 
• رابطه بین مدیران و زیر دستان
 
• رابطه بین دو همکار هم رده
 
• رابطه بین دو کارمند از دو بخش متفاوت یک شرکت بزرگ
 
بر اساس وقوع رابطه در محیط کار یا خارج از آن :
• روابط جنسی که درست در محیط کار و در ساعات کاری اتفاق می افتد
 
• روابط جنسی که بیرون از محیط کار و خارج از ساعات کاری روی داده است
 
بر اساس نوع و محل کار
 
• روابط جنسی در محیط های کاری درسی و آموزشی
 
• روابط جنسی در محیط های کاری حرفه ای
 
متاهل بودن یا مجرد بودن افراد، یا توافقی و غیرتوافقی بودن رابطه، یا پنهان و آشکار بودن آن هم میتواند تقسیمات جزئی تری به دسته بندی های بزرگتر اضافه کند. ماهیت و نوع واکنش کارفرمایان و کارمندان و یا قانون نسبت به هریک از اینگونه روابط ممکن است متفاوت از هم باشد. همچنین نتایج و احتمال بروز مشکلات کاری و افت راندمان یک شرکت نیز در هریک از این تقسیم بندی ها با هم یکی نیست. مثلا رابطه بین دو کارمند از دو بخش کاری مختلف در یک شرکت خیلی کمتر مورد توجه صاحبان شرکت قرار دارد تا رابطه یکی از مدیران رده بالا با یکی از کارمندان تحت امر وی. یا واکنش و توقعات افراد نسبت به روابط جنسی در خارج از ساعات کاری نسبت به روابط جنسی در ساعات کاری و در محل کار حتما با هم متفاوت است.
 
روابط جنسی در محیط های آموزشی بخصوص وقتی بین مربیان و دانش آموزان و دانشجویان اتفاق می افتد از حساسیت خاصی برخوردار است. در دو سه مطالعه مختلف توسط انجمن زنان دانشگاهی آمریکا در ایالات متحده بین ۱۰ تا ۳۸ درصد از دانشجویان حداقل یک بار تحت توجهات جنسی ناخواسته از سوی کارمندان محل آموزش خود قرار داشته اند. در یک بررسی در ۲۰۰۲ میلادی حدود ۶۰ درصد از زنان و مردان دانشجو مورد بررسی قرار گرفتن در معرض آزار جنسی از سوی دیگران – منجمله همکلاسی های خود – را مورد تایید قرار دادند.
 
فرنچ، ‏در بحث «جنگ با زنان در محل کار» به بررسی پیامدهای زیانبار دیدگاه‏های برابرنگری در محل کار می‏پردازد و اطلاعات و آمار ارزشمندی در این باره ارائه می‏دهد. به گفته او، ‏در آمریکا با آن‏که ۵۵ درصد از زنان در مقابل دریافت دستمزد کار می‏کنند، ‏ولی همه آنها با تبعیض روبه‏رو هستند. بنیادها و مؤسسات بازرگانی ادعا دارند که هیچ مانعی در راه پیشرفت زنان قرار نداده‏اند، ‏با وجود این، ‏شمار اندکی از زنان ترفیع می‏گیرند و کسانی که در مشاغل تخصصی و مدیریتی هستند به مراتب کمتر از همتای مردِ خود، ‏حقوق دریافت می‏کنند. این پدیده در همه‏جا، ‏در مؤسسات بازرگانی، ‏بنیادهای علمی ‏ـ حقوقی و پزشکی به چشم می‏خورد.
 
جنگ با زنان در محیط کار ممکن است هدفی منحصر به فرد داشته باشد و آن، ‏نگاه داشتن آنها در مشاغل پایین اقتصادی است که به صورت‏های گوناگون جلوه می‏کند.
 
به گفته فرنچ، ‏کمیسیونی در کالیفرنیا اخیراً سعی کرد بداند چرا زن‏ها به تعداد بسیار کم در مشاغل ساختمانی کار می‏کنند. در مصاحبه‏ای که با زنان کارگر در مشاغل ساختمانی به عمل آمد، ‏معلوم شد که محیط شغلی آنها، ‏همیشه محیط جنگ و نزاع است. مردها در مقابل زن‏ها رفتارهای ناشایستی از خود نشان می دهند، ‏عکس‏های زننده‏ای در توالت آنان نصب می‏نمودند، ‏به زنی که مشغول کار با سیم‏های برق بود، ‏آب می‏پاشیدند و زنی را که مشغول بالا بردن آجر و بار سنگین از پله‏ها بود، ‏لمس کرده، ‏نوازش می‏کردند! (این اتفاقات دقیقا در محیط هایی به وقوع پیوسته که اتفاقا روابط جنسی آزاد است و به خوبی نظریه برخی منتقدین حجاب در داخل کشور را رد می کند. ادعایی که می گوید اگر آزادی در روابط جنسی در جامعه ایران نیز رواج پیدا کند دیگر نه شاهد ارتکاب جرم جنسی خواهیم بود و نه شاهد مزاحمت نوامیس!)
 
یک زن جوشکار علیه کارخانه کشتی سازی که در آن کار می‏کرد، ‏به دلیل آزار و اذیت جنسی، ‏اقامه دعوا کرد. شش زن و ۸۴۶ مرد در این کارخانه به عنوان متخصص ماهر کار می‏کردند. کلیه سرپرست‏ها، ‏سرکارگرها، ‏هماهنگ کننده‏ها، ‏راهنماها یا متصدی‏ها مرد بودند. زن‏ها مجبور بودند به تقویم‏هایی که روی دیوارها نصب شده و عکس‏ها و مطالب مستهجن بر آن کشیده و نوشته شده بود، ‏نگاه کنند. مردها با حرف‏های رکیک، ‏زن‏ها را مسخره و اذیت می‏کردند. قاضی «هوول ملتون» در بخش جکسون ویل فلوریدا، ‏با این استدلال که کارخانه «محیطی مردانه» به وجود آورده و احساسات زنان را با نصب عکس‏های زشت جریحه دار کرده است، ‏اعلام نمود که نصب این گونه عکس‏ها آزار جنسی محسوب می‏شود.
 
آزارهای جنسی در محیط کار، ‏به اذیت و آزارهای جزیی محدود نیست و در برخی موارد، ‏به ضرب و شتم و قتل نیز منجر می‏شود. محیط کار در آمریکا برای زنان ب‏گونه‏ ای است که علت اصلی مرگ زنان کارگر، ‏قتل است که همتاهای آنها مرتکب می‏شوند.
 
کاترین بل، ‏متخصص بیماری‏های مسری در مؤسسه ملی ایمنی شغلی و تندرستی {امریکا} معتقد است: اگر زنی در محیط کار و بر اثر جراحات وارد شده فوت کرد، ‏مطمئن باشید که وی را به قتل رسانده ‏اند. شمار زنان سیاه‏پوستی که در محیط کار کشته می‏شوند، ‏دو برابر زنان سفید پوست است. شمار زنان سیاه پوست که هر سال به قتل می‏رسند، ‏چهار برابر زنان سفید پوست است؛‏اما احتمال به قتل رسیدن زنان سفید پوست، ‏در ارتش بیشتر است (Newyork Times، ۰۹۹۱)
 
«رنکن کپل» در گزارش سازمان بین المللی کار (۸۹۹۱) می‏نویسد: قتل و آدم کشی، ‏جدی‏ترین جنبه خشونت در کارگاه به شمار می‏آید. در ایالات متحده، ‏آمار رسمی حاکی از آن است که آدم کشی، ‏دومین علت مرگِ ناشی از کار، ‏به طور کلی، ‏و اولین عامل در خصوص زنان به شمار می‏آید. همه هفته به طور متوسط، ‏بیست نفر کارگر به قتل می‏رسند.
 
برپایه گزارش‏های شخصی، ‏تخمین زده شده است که در انگلستان از هر ده زن، ‏هفت نفر در دوره زندگی شغل خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی می‏گردند. آزار جنسی ممکن است رویدادی منفرد یا الگوی رفتاری پیوسته و ثابت باشد. در حالت اخیر، ‏زنان غالباً در حفظ آهنگ معمول کار خویش با دشواری رو به‏ رو می‏شوند. ممکن است مرخصی استعلاجی بگیرند یا به کلی از کارشان دست بکشند. (Mackixnon، ۷۹۹۱)
 
گیدنز، ‏آزار جنسی زنان را در محیط کار در غرب، ‏پدیده‏ای «بسیار معمول» دانسته است. به گفته او، ‏آزار جنسی بخش بزرگی از زنان شاغلِ حقوق بگیر را مستقیماً تحت تأثیر قرار می‏دهد. از جهتی همه زنان قربانیان تجاوز جنسی هستند، ‏زیرا ناچارند احتیاطهای خاصی برای حفاظت خود به عمل آورند و با ترسِ تجاوز جنسی زندگی کنند.
 
بررسی تمامی موارد فوق و اتفاقاتی که در این گزارش به آن اشاره نشده است، به خوبی نشان می دهد که جداسازی زنان و مردان در محیط های کاری تنها و تنها برای تکریم جایگاه، شخصت و شان زن ایرانی است و لاغیر. افرادی که اصرار دارند به این مقوله با نگاه سیاسی بنگرند بهتر است تاملی گذرا به خشونت های جنسی در جوامع غربی بر علیه زنان و دختران جوان داشته باشند تا به خوبی درک کنند که «تکریم جایگاه بانوان در شهرداری تهران» نه یک طرح سیاسی بلکه یک طرح موفق اجتماعی خواهد بود.
 
 
منبع: تهران پرس
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۹
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••