به گزارش سراج24،این روزها طرح «تکریم جایگاه بانوان در شهرداری تهران» به سوژه اول رسانه های مغرض تبدیل شده. رسانه هایی که همیشه نگاهی سیاسی به چنین طرح هایی داشته و دارند و از این رو این بار نیز با همان عینک سیاسی به سراغ یک طرح کاملا اجتماعی در راستای ارتقاء جایگاه زنان در ادارات دولتی رفته اند.
سوالی که در این میان پیش می آید این است که براستی این طرح چه مزایایی برای زنان و بانوان دارد. برای نیل به پاسخ این سوال نیاز است لازم است تاملی گذرا داشته باشیم بر آسیب های اجتماعی اختلاط زن و مرد در محیط های کاری.
بحث آزار جنسی زنان کارگر را می توان یکی از معضلات اجتماعی همه جوامع دانست. البته این معضل تنها به جامعه ایرانی محدود نمی شود و نمونه های بسیاری از آزار جنسی زنان کارگر حتی در کشورهای اروپایی نیز به چشم می آید با این تفاوت که فرهنگ و آداب و رسوم غربی ها تا حد زیادی با این موج بی بندوباری کنار آمده و سازگار شده است اما در فرهنگ اسلامی هیچ توجیهی برای چنین سوء استفاده هایی قابل قبول نیست.
"مارلی فرنچ" در این باره میگوید: «همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، حتی اگر عده ای از آنها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زنانی که در شرکتهای آتشنشانی آمریکا کار میکنند، آنها به قدری مورد اذیت و آزار جنسی هستند که خطری برای زندگی آنها به شمار میروند.»
پیشتر از جوامع اسلامی جوامع صنعتی غربی در حرکتی هماهنگ، با نادیده گرفتن تفاوت های زنان و مردان فرصت های مساوی و متعددی برای اشتغال زنان فراهم آوردند. اما نکته ای که هیچگاه در این بین به آن پرداخته نشد، تفاوت های وجود و ذاتی زنان و مردان است که هیچگاه این اجازه را نمی دهد که به زنان و مردان با همه تفاوت هایشان به یک شکل نگاه شود. عدم رعایت همین عدم تعادل مشکلات زیادی از قبیل تحقیر زنان و توهین به آنها از طریق واگذاری کارهای حاشیهای و پست به آنان، تحقیر زنان از طریق پرداخت حقوق و مزایای کمتر به آنها در مقایسه با مردان، آزارها و خشونتهای جنسی مردانِ همکار، ضرب و شتم و قتل زنان به دستِ مردانِ همکار و ... را در محیط های کاری بهمراه داشت.
البته عمده این مشکلات در محیط های کاری از قدرت برتر جسمانی و تمایلات شدید غریزیِ مردانه و زیبایی و ضعف جسمانی زنان در مقایسه با مردان نشات می گرفت.
زنان در محیط های کاری با انواع مختلفی از آزار روبه رو هستند که بسته به نوع محیط و جایگاه شغلی و همچنین تحصیلاتشان متفاوت است. در یک نگاه کلان، آزار زنان در محیط کار، جزئی از خشونت علیه زنان در محیط های عمومی تلقی می شود، در مقابل خشونت علیه زنان در محیط خصوصی که معمولاً خشونت های خانوادگی را در برمی گیرد. در یک تقسیم بندی دیگر که از عمومیت بین المللی برخوردار است، انواع خشونت شامل خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و مالی می شود. معمولاً اکثر آزارهایی که بر زنان در محل کار می رود، خشونت های روانی و جنسی است.
مشکلی که در این میان وجود دارد، پنهان بودن همین خشونت های روانی و تابو بودن خشونت های جنسی است که همین دو امر باعث می شود، کمتر به این مسائل پرداخته شود.
تقسیم بندی انواع روابط جنسی کاری
روابط جنسی در محیط کاری را میتوان از دیدگاه های مختلف بررسی و دست بندی کرد.
بر اساس موقعیت شغلی طرفین:
• رابطه بین مدیران و زیر دستان
• رابطه بین دو همکار هم رده
• رابطه بین دو کارمند از دو بخش متفاوت یک شرکت بزرگ
بر اساس وقوع رابطه در محیط کار یا خارج از آن :
• روابط جنسی که درست در محیط کار و در ساعات کاری اتفاق می افتد
• روابط جنسی که بیرون از محیط کار و خارج از ساعات کاری روی داده است
بر اساس نوع و محل کار
• روابط جنسی در محیط های کاری درسی و آموزشی
• روابط جنسی در محیط های کاری حرفه ای
متاهل بودن یا مجرد بودن افراد، یا توافقی و غیرتوافقی بودن رابطه، یا پنهان و آشکار بودن آن هم میتواند تقسیمات جزئی تری به دسته بندی های بزرگتر اضافه کند. ماهیت و نوع واکنش کارفرمایان و کارمندان و یا قانون نسبت به هریک از اینگونه روابط ممکن است متفاوت از هم باشد. همچنین نتایج و احتمال بروز مشکلات کاری و افت راندمان یک شرکت نیز در هریک از این تقسیم بندی ها با هم یکی نیست. مثلا رابطه بین دو کارمند از دو بخش کاری مختلف در یک شرکت خیلی کمتر مورد توجه صاحبان شرکت قرار دارد تا رابطه یکی از مدیران رده بالا با یکی از کارمندان تحت امر وی. یا واکنش و توقعات افراد نسبت به روابط جنسی در خارج از ساعات کاری نسبت به روابط جنسی در ساعات کاری و در محل کار حتما با هم متفاوت است.
روابط جنسی در محیط های آموزشی بخصوص وقتی بین مربیان و دانش آموزان و دانشجویان اتفاق می افتد از حساسیت خاصی برخوردار است. در دو سه مطالعه مختلف توسط انجمن زنان دانشگاهی آمریکا در ایالات متحده بین ۱۰ تا ۳۸ درصد از دانشجویان حداقل یک بار تحت توجهات جنسی ناخواسته از سوی کارمندان محل آموزش خود قرار داشته اند. در یک بررسی در ۲۰۰۲ میلادی حدود ۶۰ درصد از زنان و مردان دانشجو مورد بررسی قرار گرفتن در معرض آزار جنسی از سوی دیگران – منجمله همکلاسی های خود – را مورد تایید قرار دادند.
فرنچ، در بحث «جنگ با زنان در محل کار» به بررسی پیامدهای زیانبار دیدگاههای برابرنگری در محل کار میپردازد و اطلاعات و آمار ارزشمندی در این باره ارائه میدهد. به گفته او، در آمریکا با آنکه ۵۵ درصد از زنان در مقابل دریافت دستمزد کار میکنند، ولی همه آنها با تبعیض روبهرو هستند. بنیادها و مؤسسات بازرگانی ادعا دارند که هیچ مانعی در راه پیشرفت زنان قرار ندادهاند، با وجود این، شمار اندکی از زنان ترفیع میگیرند و کسانی که در مشاغل تخصصی و مدیریتی هستند به مراتب کمتر از همتای مردِ خود، حقوق دریافت میکنند. این پدیده در همهجا، در مؤسسات بازرگانی، بنیادهای علمی ـ حقوقی و پزشکی به چشم میخورد.
جنگ با زنان در محیط کار ممکن است هدفی منحصر به فرد داشته باشد و آن، نگاه داشتن آنها در مشاغل پایین اقتصادی است که به صورتهای گوناگون جلوه میکند.
به گفته فرنچ، کمیسیونی در کالیفرنیا اخیراً سعی کرد بداند چرا زنها به تعداد بسیار کم در مشاغل ساختمانی کار میکنند. در مصاحبهای که با زنان کارگر در مشاغل ساختمانی به عمل آمد، معلوم شد که محیط شغلی آنها، همیشه محیط جنگ و نزاع است. مردها در مقابل زنها رفتارهای ناشایستی از خود نشان می دهند، عکسهای زنندهای در توالت آنان نصب مینمودند، به زنی که مشغول کار با سیمهای برق بود، آب میپاشیدند و زنی را که مشغول بالا بردن آجر و بار سنگین از پلهها بود، لمس کرده، نوازش میکردند! (این اتفاقات دقیقا در محیط هایی به وقوع پیوسته که اتفاقا روابط جنسی آزاد است و به خوبی نظریه برخی منتقدین حجاب در داخل کشور را رد می کند. ادعایی که می گوید اگر آزادی در روابط جنسی در جامعه ایران نیز رواج پیدا کند دیگر نه شاهد ارتکاب جرم جنسی خواهیم بود و نه شاهد مزاحمت نوامیس!)
یک زن جوشکار علیه کارخانه کشتی سازی که در آن کار میکرد، به دلیل آزار و اذیت جنسی، اقامه دعوا کرد. شش زن و ۸۴۶ مرد در این کارخانه به عنوان متخصص ماهر کار میکردند. کلیه سرپرستها، سرکارگرها، هماهنگ کنندهها، راهنماها یا متصدیها مرد بودند. زنها مجبور بودند به تقویمهایی که روی دیوارها نصب شده و عکسها و مطالب مستهجن بر آن کشیده و نوشته شده بود، نگاه کنند. مردها با حرفهای رکیک، زنها را مسخره و اذیت میکردند. قاضی «هوول ملتون» در بخش جکسون ویل فلوریدا، با این استدلال که کارخانه «محیطی مردانه» به وجود آورده و احساسات زنان را با نصب عکسهای زشت جریحه دار کرده است، اعلام نمود که نصب این گونه عکسها آزار جنسی محسوب میشود.
آزارهای جنسی در محیط کار، به اذیت و آزارهای جزیی محدود نیست و در برخی موارد، به ضرب و شتم و قتل نیز منجر میشود. محیط کار در آمریکا برای زنان بگونه ای است که علت اصلی مرگ زنان کارگر، قتل است که همتاهای آنها مرتکب میشوند.
کاترین بل، متخصص بیماریهای مسری در مؤسسه ملی ایمنی شغلی و تندرستی {امریکا} معتقد است: اگر زنی در محیط کار و بر اثر جراحات وارد شده فوت کرد، مطمئن باشید که وی را به قتل رسانده اند. شمار زنان سیاهپوستی که در محیط کار کشته میشوند، دو برابر زنان سفید پوست است. شمار زنان سیاه پوست که هر سال به قتل میرسند، چهار برابر زنان سفید پوست است؛اما احتمال به قتل رسیدن زنان سفید پوست، در ارتش بیشتر است (Newyork Times، ۰۹۹۱)
«رنکن کپل» در گزارش سازمان بین المللی کار (۸۹۹۱) مینویسد: قتل و آدم کشی، جدیترین جنبه خشونت در کارگاه به شمار میآید. در ایالات متحده، آمار رسمی حاکی از آن است که آدم کشی، دومین علت مرگِ ناشی از کار، به طور کلی، و اولین عامل در خصوص زنان به شمار میآید. همه هفته به طور متوسط، بیست نفر کارگر به قتل میرسند.
برپایه گزارشهای شخصی، تخمین زده شده است که در انگلستان از هر ده زن، هفت نفر در دوره زندگی شغل خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی میگردند. آزار جنسی ممکن است رویدادی منفرد یا الگوی رفتاری پیوسته و ثابت باشد. در حالت اخیر، زنان غالباً در حفظ آهنگ معمول کار خویش با دشواری رو به رو میشوند. ممکن است مرخصی استعلاجی بگیرند یا به کلی از کارشان دست بکشند. (Mackixnon، ۷۹۹۱)
گیدنز، آزار جنسی زنان را در محیط کار در غرب، پدیدهای «بسیار معمول» دانسته است. به گفته او، آزار جنسی بخش بزرگی از زنان شاغلِ حقوق بگیر را مستقیماً تحت تأثیر قرار میدهد. از جهتی همه زنان قربانیان تجاوز جنسی هستند، زیرا ناچارند احتیاطهای خاصی برای حفاظت خود به عمل آورند و با ترسِ تجاوز جنسی زندگی کنند.
بررسی تمامی موارد فوق و اتفاقاتی که در این گزارش به آن اشاره نشده است، به خوبی نشان می دهد که جداسازی زنان و مردان در محیط های کاری تنها و تنها برای تکریم جایگاه، شخصت و شان زن ایرانی است و لاغیر. افرادی که اصرار دارند به این مقوله با نگاه سیاسی بنگرند بهتر است تاملی گذرا به خشونت های جنسی در جوامع غربی بر علیه زنان و دختران جوان داشته باشند تا به خوبی درک کنند که «تکریم جایگاه بانوان در شهرداری تهران» نه یک طرح سیاسی بلکه یک طرح موفق اجتماعی خواهد بود.
منبع: تهران پرس



